۲ مطلب با موضوع «تنهاییــ» ثبت شده است

غرور

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:
"او یقینا پی معشوق خودش می آید"
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
"مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد! "
عشق قربانی مظلوم "غرور"است هنوز..

۰۶ دی ۹۳ ، ۲۲:۲۸ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
اِلیکس

وقتیـ منـ بمیرمــ

ﻭﻗـﺘـﯽ ﺑـﻤﯿـﺮیم ﻫﯿـﭻ ﺍﺗـﻔـﺎﻗـﯽ ﻧـﺨـﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓـﺘـﺎﺩ ...
ﻧـﻪ ﺟـﺎﯾـﯽ ﺑـﻪﺧـﺎﻃـﺮمان ﺗـﻌـﻄﯿـﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ ! ﻧـﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒـﺎﺭ ﺣـﺮﻓـﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﻧـﻪ ﺧﯿـﺎﺑـﺎﻧـﯽ ﺑـﺴﺘـﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﻧـﻪ ﺩﺭ ﺗـﻘـﻮﯾـﻢ ﺧـﻄﯽ ﺑـﻪ ﺍﺳـم ما ﻧـﻮﺷـﺘـﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﺗـﻨـﻬـﺎ ﻣـﻮﻫـﺎﯼ ﻣـﺎﺩﺭ ﮐـﻤﯽ ﺳﭙـﯿـﺪﺗـﺮ ﻣﯿـﺸﻮﺩ !
ﭘـﺪﺭ ﮐـﻤﯽ ﺷﮑـﺴﺘـﻪ ﺗـﺮ ... ﺍﻗـﻮﺍﻣـﻤـﺎﻥ ﭼـﻨـﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳـﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐـﺎﺭ !
ﺩﻭﺳﺘـﺎن ﺑـﻌﺪ ﺧـﺎﮐﺴﭙـﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗـﻊ ﺧـﻮﺭﺩﻥ ﮐـﺒـﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨـﺪﻫﺎﯾـﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ !!!
ﻣا ﻓـﻘـﻂ ﺗـﻨﻬـﺎ ﮔـﻮﺭﮐـﻨﯽ ﺭﺍﺧـﺴﺘـﻪ ﻣﯽﮐـنیم ﻭ ﻣـﺪﺍﺣـﯽ ﮐـﻪ ﺍﻟﮑـﯽ ﺍﺯ
ﺧـﻮﺑـﯽ ﻫـﺎﯾـمان ﻣﯿﮕـﻭﯾـﺪ!!! ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗـﻤﺴـﺎﺡ ﻣﯿـﺮﯾـﺰِِِِﺩ !
ﭼـﻪ ﺑـﯿـﻬـﻮﺩﻩ ﺯﯾـستیم ...

۰۵ دی ۹۳ ، ۱۲:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
اِلیکس